سيد محمد على ايازى

73

كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )

در پذيرفتن قرآن با تواتر را نفى كنيم . زيرا اين روايات مىگويند : زيد بن ثابت يا عمر بن خطاب اعلام كردند كه تنها با شهادت دادن دو نفر و حتى يك نفر آيه‌اى را ثبت كنند . آية اللّه خويى در تقرير اين اشكال در تفسير البيان مىنويسند : « تمام مسلمانان براى اثبات قرآن بودن ، سخنى و راهى جز تواتر و نقل‌هاى فراوان و يقين‌آور نمىدانند . در صورتى كه روايات تدوين ، دلالت مىكند در هنگام گردآورى قرآن ، تنها مدرك و مرجعى كه براى اثبات قرآن بودن در اختيار بود و توسط آن ، آيات قرآن از غيرش تشخيص داده مىشد ، شهادت دو نفر مسلمان و گاهى يك نفر كه شهادت او مطابق شهادت دو نفر باشد ، قرار داشت . نتيجه اين سخن اين است كه قرآن با خبر واحد ثابت گرديده و نوشته شده است نه به طور تواتر . آيا واقعا يك نفر مسلمان مىتواند با اين مطلب همراهى كند و بدان معتقد باشد و يا حتى كمتر ، چنين سخنى را بر زبان براند ؟ آيا قطعى بودن اين مسأله كه قرآن بايد از راه تواتر و نقل‌هاى پياپى و يقين آور ثابت گردد ، و نه از راه خبر واحد و يا شهادت دو نفر ، نمىتواند دليل قطعى بر دروغ بودن اين روايات بوده باشد ؟ » « 1 » اين اشكال آن چنان روشن است كه بسيارى از محدثين و مورخين را به تكاپو واداشته و براى دفع آن به راه‌هايى متوسل شده‌اند . يكى مىگويد : منظور از شاهدين ، حفظ و كتابت است ؛ ديگرى مىگويد مراد از شهادت نه شهادت به قرآن است « 2 » ، بلكه شهادت بر اين است كه اين نوشته در پيش روى پيامبر انجام گرفته است . يكى چنين توجيه مىكند كه منظور از شهادت دادن

--> ( 1 ) خويى ، البيان / 256 . ( 2 ) سيوطى ، الاتقان ، ج 1 / 205 . اين احتمال را ابن حجر در ذيل روايت بخارى بيان كرده است .